پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

ای دل از دوست جان دریغ مدار

جان از آن دلستان دریغ مدار

ماهرویا تو هم ز روی کرم

نظر از عاشقان دریغ مدار

آفتابی بر آسمان جمال

نور خویش از جهان دریغ مدار

من ز چشم بدان رقیب توام

میوه از باغبان دریغ مدار

طوطی خوش سخن منم، از من

شکری زآن لبان دریغ مدار

لب نوشینت آب حیوان است

آب از تشنگان دریغ مدار

مست خواب است چشم مخمورت

خواب از پاسبان دریغ مدار

لب به دندان من سپار و بخسب

رطب از استخوان دریغ مدار

صحبت از ناکسان دریغت نیست

سخنی از کسان دریغ مدار

بر در توست سیف فرغانی

زآن گداپیشه نان دریغ مدار

از تو ما را سلام یا دشنام

این اگر نیست آن دریغ مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲دلا این یک سخن از من نگه دار
  2. شمارهٔ ۲۷۳بر در تو عاشقان دارند کار
  3. شمارهٔ ۲۷۴دوش ما را از سعادت بود جانان در کنار
  4. شمارهٔ ۲۷۵سوی صحرا شو دمی ای دوست با ما در بهار
  5. شمارهٔ ۲۷۶ای نامه نو رسیده از یار
  6. شمارهٔ ۲۷۷تا بکی این جور کشیدن ز یار
  7. شمارهٔ ۲۷۸چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار
  8. شمارهٔ ۲۷۹تا چند بر امید روم در سرای یار
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.