پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

دوش در مجلس ما بود ز روی دلبر

طبقی پر ز گل و پسته و بادام و شکر

ذکر آن پسته و بادام مکرر نکنم

شکرش قوت روان بود و گلش حظ نظر

عقل در سایه حیرت شده زآن رو و دهان

که ز خورشید فزونست وز ذره کمتر

خط ریحانی بر چهره مشکین خالش

همچو بر برگ سمن بود غبار عنبر

وصف آن حسن درازست و من کوته بین

بمعانی نرسیدم ز تماشای صور

پیش رخسار چو خورشید وی آن مرکز نور

کمتر از نقطه بود دایره روی قمر

هست آن میوه دل نوبر بستان جمال

وندرو جمع شده حسن گل و لطف زهر

خوبی از صورت او بود چو پر از طاوس

حسن از صورت او خوب چو طاوس از پر

از پی حسن بهین همه اجزا شد روی

وز پی روی رئیس همه اعضا شد سر

هردم از آتش حسرت لب عشاقش خشک

دایم از آب لطافت گل رخسارش تر

او توانگر بجمالست و شده خوار و عزیز

ما بر او چو گدا او بر ما همچون زر

اوست پیدا و سرافراز میان خوبان

همچو در قلب سپهدار و علم در لشکر

سر انصاف بزیر قدم او آورد

سرو اگر داشت قد از قامت او بالاتر

بر جگر تیغ زند غمزه تیر اندازش

دل چون آهنش از رحم ندارد جوهر

سیف فرغانی دلبر بلطافت آبست

نه چنان آب که از وی بتوان کرد گذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹ای لبت نوشین زمن نیش فراقت دور دار
  2. شمارهٔ ۲۷۰ای دل از دوست جان دریغ مدار
  3. شمارهٔ ۲۷۱ای صبا لطفی بکن حالم به جانان عرضه دار
  4. شمارهٔ ۲۷۲دلا این یک سخن از من نگه دار
  5. شمارهٔ ۲۷۳بر در تو عاشقان دارند کار
  6. شمارهٔ ۲۷۴دوش ما را از سعادت بود جانان در کنار
  7. شمارهٔ ۲۷۵سوی صحرا شو دمی ای دوست با ما در بهار
  8. شمارهٔ ۲۷۶ای نامه نو رسیده از یار
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.