پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

ای ترا تعبیه در تنگ شکر مروارید

تا به کی خنده زند لعل تو بر مروارید

چون بگویی بفشانی گهر از حقه لعل

چون بخندی بنمایی زشکر مروارید

بحر حسنی تو و هرگز صدف لطف نداشت

به زدندان تو ای کان گهر مروارید

دُرّ دندان بنمای از لب همچون آتش

تا زشرم آب شود بار دگر مروارید

ای بسا شب که من خشک لب از حسرت تو

بر زمین ریختم از دیده تر مروارید

ریسمان مژه ام را به دُر اشک ای دوست

چند چون رشته کشد عشق تو در مروارید

گوهر مهر خود از هر دل جان دوست مجوی

زآنکه غواص نجوید زشمر مروارید

لایق عشق دلی پاک بود همچو صدف

کفو زر نیست درین عقد مگر مروارید

در سخن جمع کنم در معانی پس ازین

درکشم از پی گوش تو به زر مروارید

سخن بنده چو آبیست که کرده است آن را

دل صدف وار بصد خون جگر مروارید

شعر خود نزد تو آوردم و عقلم می گفت

کز پی سود به بحرین مبر مروارید

سیف فرغانی گرچه همه عیبست بگوی

کز تو نبود عجب ای کان هنر مروارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶عقل در کفر و دین سخن گوید
  2. شمارهٔ ۲۶۷دوش در مجلس ما بود ز روی دلبر
  3. شمارهٔ ۲۶۸شکر اندر پسته پنهان وآب حیوان در شکر
  4. شمارهٔ ۲۶۹ای لبت نوشین زمن نیش فراقت دور دار
  5. شمارهٔ ۲۷۰ای دل از دوست جان دریغ مدار
  6. شمارهٔ ۲۷۱ای صبا لطفی بکن حالم به جانان عرضه دار
  7. شمارهٔ ۲۷۲دلا این یک سخن از من نگه دار
  8. شمارهٔ ۲۷۳بر در تو عاشقان دارند کار
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.