پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۱۸ - فی معانی القاضی الجاهل الظالم

آن شنیدی که در دهی پیری

خورد ناگه ز شحنه‌ای تیری

رفت در پیش قاضی آن درویش

گفت بنگر مرا چه آمد پیش

شحنه سرمست بود در میدان

تیری افکند و زد مرا بر جان

قاضی او را بگفت از سرِ خشم

قلتبانا نگه نداری چشم

تیر شحنه به خون بیالودی

تا مرا درد سر بیفزودی

جفت گاوت به شحنهٔ ده ده

وز چنین دردسر به نفس بجه

تا دل شحنه بر تو گردد خوش

ورنه اندر زند به جانت آتش

گفت گشتم به حکم تو راضی

چون بُوَد خشم شحنه و قاضی

ای ملک سیرت ملک سیما

ملک دنیا به تست درد و دوا

زین چنین قاضیان هرزه درای

خلق را گوش کن ز بهر خدا

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۲۰ - حکایت اندر حلم و سیاست و تحمّل پادشاه از رعیتگفت یک روز کوفیی به هشام
  2. بخش ۲۱ - حکایت در عفو پادشاهآن شنیدی که گفت نوشروان
  3. بخش ۲۲ - اندر معنی بیداری ملوک و سلاطین و حفظ و بخشش ایشانشاه محمود زاولی به شکار
  4. بخش ۲۳ - فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانهبا سلاطین چو گفت خواهی راز
  5. بخش ۲۴ - در پند و نصیحت پادشاه گویدهمه خلق آنچه ماده وانچه نرند
  6. بخش ۲۵ - در حلم پادشاه و احتمال از زیردستانبشنو تا ابوحنیفه چه گفت
  7. بخش ۲۶ - در عدالت و ستم ناکردنشاه چون بستد از رعیّت نان
  8. بخش ۲۷ - حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاهبه نقیبی بگفت روزی امین
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.