پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۲۳ - فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه

با سلاطین چو گفت خواهی راز

وقت آنرا بدان چو وقت نماز

کن مراعات شاهِ بدخو را

چون زن زشت شوی نیکو را

شه چو بر داردت فکندش باش

چون ترا خواجه خواند بنده‌ش باش

دستت از داد پایگاه بنه

ور ترا سر دهد کلاه بنه

هر سری کو ز شه کله جوید

پای خود زان میان ره جوید

پادشاه ار ترا برادر خواند

دان که در قعر دوزخت بنشاند

چون بگفت این ملوک‌وار سخن

پس به خود گفت هوش‌دار ای تن

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۲۵ - در حلم پادشاه و احتمال از زیردستانبشنو تا ابوحنیفه چه گفت
  2. بخش ۲۶ - در عدالت و ستم ناکردنشاه چون بستد از رعیّت نان
  3. بخش ۲۷ - حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاهبه نقیبی بگفت روزی امین
  4. بخش ۲۸ - فی تقلیدالملککس به تدبیر سفله ملک نراند
  5. بخش ۲۹ - در بینوایی و فقر دبیران گویدور دبیر از تو بی‌نوا باشد
  6. بخش ۳۰ - اندر رادی و حسن سیرت پادشاهسال قحطی یکی به کسری گفت
  7. بخش ۳۱ - در راستی میان جور و عدلاز عقوبت سه حرف بیش مگیر
  8. بخش ۳۲ - در تعهّد علمای دیندارعلما جز امین دین نبوند
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.