پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۲۴ - در پند و نصیحت پادشاه گوید

همه خلق آنچه ماده وانچه نرند

از درون خازنان یکدگرند

گر دهی نیک نیک پیش آرند

ور کنی بد بدی نگهدارند

زانکه از کوزه بهر عادت و خو

بترابد گلاب و سرکه درو

خویشتن را همی نکو خواهی

وز بد دیگران نه آگاهی

تو که از کرمکی بیازاری

چه کنی با دگر کسی ماری

صبر کن بر سفاهت جاهل

تا شوی سایس ولایت دل

پند عاقل به آخر کارت

کند ار کند تیز بازارت

هست پندت نگاه دارنده

همچو می ناخوش و گوارنده

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۲۶ - در عدالت و ستم ناکردنشاه چون بستد از رعیّت نان
  2. بخش ۲۷ - حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاهبه نقیبی بگفت روزی امین
  3. بخش ۲۸ - فی تقلیدالملککس به تدبیر سفله ملک نراند
  4. بخش ۲۹ - در بینوایی و فقر دبیران گویدور دبیر از تو بی‌نوا باشد
  5. بخش ۳۰ - اندر رادی و حسن سیرت پادشاهسال قحطی یکی به کسری گفت
  6. بخش ۳۱ - در راستی میان جور و عدلاز عقوبت سه حرف بیش مگیر
  7. بخش ۳۲ - در تعهّد علمای دیندارعلما جز امین دین نبوند
  8. بخش ۳۳ - حکایت در آنکه پادشاه را دل در هوا نباید بستنیافت شاهی کنیزکی دلکش
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.