پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

بخش ۲۱ - حکایت در عفو پادشاه

آن شنیدی که گفت نوشروان

مطبخی را به وقت خوردن نان

چون برو ریخت قطره‌ای خوردی

گفت هیهات خون خود خوردی

زین گنه مر ترا بخواهم کشت

تابم از خشم می‌رود در پشت

مطبخی چون شنید این گفتار

شد خلیده روان و رفت از کار

در زمان ریخت چون همه مردان

کاسه اندر کنار نوشروان

گفت عذر تو از گنه بگذشت

زخم شمشیر بینی و سر و تشت

ای سیه روی این چه اسپیدیست

گفت ای شاه وقت نومیدیست

گنهم خُرد بود ز اوّل حال

کشتن از بهر آن چو بود محال

بر گناهم گناه بفزودم

بر تن و جان خود نبخشودم

تا نپیچند خلق بر انگشت

که یکی را برای هیچ بکشت

تو نکو نام زی که من مُردم

بدی از نام تو برون بُردم

گفت خسرو که نیست کردارت

در خور نکته‌های گفتارت

زشت کاری و خوب گفتاری

از تو آموخت چرخ پنداری

فعل تو من به گفت تو دادم

شاد زی تو که من ز تو شادم

داد خلعت به ساعتش بنواخت

زانکه معنی این سخن بشناخت

خوش سخن باش تا امان یابی

وقت کشتن خلاص جان یابی

اوّل آن به که مستمع طلبی

که ندانند هندوان عربی

سخن از مستمع نکو گردد

کهنه از روزگار نو گردد

هرکه در بصره هندوی گوید

چهره از خون دل همی شوید

ای شهنشاه عالم عادل

جان دشمن بکش ز اکحل دل

بکن از تیغ هندی ای خسرو

ملکت کهنه را چو گلشن نو

ادامه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

  1. بخش ۲۳ - فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانهبا سلاطین چو گفت خواهی راز
  2. بخش ۲۴ - در پند و نصیحت پادشاه گویدهمه خلق آنچه ماده وانچه نرند
  3. بخش ۲۵ - در حلم پادشاه و احتمال از زیردستانبشنو تا ابوحنیفه چه گفت
  4. بخش ۲۶ - در عدالت و ستم ناکردنشاه چون بستد از رعیّت نان
  5. بخش ۲۷ - حکایت اندر کار نادانی و بی‌سیاستی پادشاهبه نقیبی بگفت روزی امین
  6. بخش ۲۸ - فی تقلیدالملککس به تدبیر سفله ملک نراند
  7. بخش ۲۹ - در بینوایی و فقر دبیران گویدور دبیر از تو بی‌نوا باشد
  8. بخش ۳۰ - اندر رادی و حسن سیرت پادشاهسال قحطی یکی به کسری گفت
همه‌ی الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.