پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۸۷ - غزل

باد صبا به گرد سمندش نمی‌رسد

سرو سهی به قد بلندش نمی‌رسد

بر مَه شکسته طرف کلاه است ازین سبب

از چشم آفتاب گزندش نمی‌رسد

گرد سمند او به فلک نمی‌رسد ولی

خنگ فلک به گرد سمندش نمی‌رسد

پایم به بند زلف گرفتار کرده است

دردا که دست بنده به بندش نمی‌رسد

به هر گردی که می انگیخت جمشید

برآوردی غبار از جان خورشید

به هر گامی که اسبش برگرفتی

ز اشک آن خاک در گوهر گرفتی

صنم گلگون سرشک از دیده افشاند

ملک شبدیز را چون باد می‌راند

ملک گوی از همه کس بیش می‌برد

به هر صنعت که بود از پیش می‌برد

غریو اهل روم و شام برخاست

ملک چوگان فکند و نیزه را خواست

در آمد خوش به طرد و عکس کردن

به طرد بدسگال و عکس دشمن

سِماک رامح از بالای افلاک

ز غیرت نیزه را انداخت بر خاک

هزاران حلقه همچون زلف جانان

ز چوگان کرد در میدان پریشان

ز پشت بادپا چون باد در تک

به رُمح آن حلقه‌ها بِرْبود یَک یَک

بر او شاهنشه از جان آفرین کرد

ثنای قدرتِ جان‌آفرین کرد

به پیروزی ز میدان باز گشتند

همان با نای و نی دمساز گشتند

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۸۹ - ستایش قیصر از دلاوری جمشیدفرستاد افسر و خورشید را خواند
  2. بخش ۹۰ - غزلعشق مرا از هزار کار برآورد
  3. بخش ۹۱ - خواستگاری شادیشاه از دختر قیصرچو رای هند رخ برتافت قیصر
  4. بخش ۹۲ - بازگشتن شادیشاه به شامحکایت را بدین پیدا شد انجام
  5. بخش ۹۳ - لشکر کشی جمشید از روم به شامزدند از شهر گردان خیمه بر دشت
  6. بخش ۹۴ - غزلبود ز غم صد گره بر گل و بر بارِ گل
  7. بخش ۹۵ - دوبیتیآیا کراست زهره، آیا کراست یارا؟
  8. بخش ۹۶ - غزلشادی آمد از درون امشب که هان جان می‌رسد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.