پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۶۴ - دو بیت شعر

رسولا خدا را به جایی که دانی

چه باشد که از من پیامی رسانی؟

نه کار رسول است رفتن به کویش

نسیما تو برخیز ار می‌توانی

ز پیش جم دو کبک بلبل آواز

به کوهستان دژ کردند پرواز

بدان دژ پرده‌ای خوش ساز کردند

ز قولش این غزل آغاز کردند:

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۶۶ - غزلآنکه عمری چو صبا بر سر کویش جان داد
  2. بخش ۶۷ - دلجویی خورشید از حال جمشیدچو از اغیار مجلس گشت خالی
  3. بخش ۶۸ - نامه خورشید به جمشیدبه نام آنکه نامش حِرز جان است
  4. بخش ۶۹ - غزلای باد صبحگاهی بادا فدات جانم
  5. بخش ۷۰ - رفتن جمشید به دژ خورشید و دیدن اودر آن غمنامه چون داد سخن داد
  6. بخش ۷۱ - غزلمرا در جام خون دل مدام است
  7. بخش ۷۲ - غزلخراباتی و رند ست آشکارا
  8. بخش ۷۳ - رباعیامشب که شبم به وصل تو می‌گذرد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.