پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۵۶ - قطعه

چو بر حدود یار حبیب بگذشتم

که کرده بود خرابش جهان ز بی‌باکی

مجاوران دیار خراب را دیدم

در آن خرابه خراب و شکسته و باکی

به خاک راهگذار حبیب می‌گفتم

که ای غلام تو آب حیات در پاکی

کجا شدت گل این باغ شمع این مجلس

کجا شد آن طرب و عیش و آن طربناکی

بسی از این کلمات و حدیث رفت و نبود

در آن منازل خاکی بجز صدا حاکی

مرا که منزل آن ماه بود در دل و چشم

نبوده هیچ تعلق به منزل خاکی

زمان زمان به دل و چشم خویش می‌گفتم

ایا منازل سلمی و اَین سلماکی

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۵۸ - غزلآتش سودا گرفت در دل شیدای من
  2. بخش ۵۹ - رفتن مهراب در پی جمشیدهمی گردید مهراب از پی جم
  3. بخش ۶۰ - غزلغزل
  4. بخش ۶۱ - جمشید در درگاه قیصرملک با تاج زر کرد عزم درگاه
  5. بخش ۶۲ - نامه جمشید به خورشیدشب تاری به روز آورد جمشید
  6. بخش ۶۳ - غزلتو ای جان من ای بیمار چونی؟
  7. بخش ۶۴ - دو بیت شعررسولا خدا را به جایی که دانی
  8. بخش ۶۵ - غزلدردا که رفت دلبر و دردم دوا نکرد
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.