پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۵۰ - رباعی

ماییم کله چو لاله بر خاک زده

صد نعره چو ابر از دل غمناک زده

از مهر چو صبح پیرهن چاک زده

آنگه علم مهر بر افلاک زده

شکر گفتار گفتا ای سمن بوی

چرا در بسته‌ای بر من به یک موی

دلم چون شانه بود از غم به صد شاخ

از آن دستت زدم بر مویْ گستاخ

به دل گفتم سیاهی حلقه در گوش

چرا با او نشیند دوش با دوش

دل من داشت در زلف تو منزل

ز دستت می‌زدم دست بر دل

از آن من دست هندویی گرفتم

که او را بر پریرویی گرفتم

تنور گرم چون بیند فقیری

دلش خواهد که بربندد فطیری

کژی کردم بسی آشوب دیدم

به جرم آن پریشانی کشیدم

خطا کردم به جرمم دست بربند

وگر خواهی جدا کن دستم از بند

چو هندو چیره گشت از دست رفتم

زدم دست و بدین جرمش گرفتم

نگردد پایه رکن حرم پست

اگر در حلقه‌اش مستی زند دست

صنم چون دید جم را جامه‌ها چاک

چو گل کرد از هوا صد جا قبا چاک

سحرگه جامه جم را صبا برد

قبای گل نسیم جانفزا برد

برون کردش حریری جامه از جم

به دیبایش بپوشانید شبنم

سماع ارغنون از سر گرفتند

شراب ارغوانی برگرفتند

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۵۲ - غزلشوق مِیْ‌اَم نیم شب بر در خَمّار برد
  2. بخش ۵۳ - دیدن جمشید ،خورشید را در باغدر آن شب دید جمشید آفتابی
  3. بخش ۵۴ - غزلخواهم که امشب خدمتی چون ساغر اندر خَور کنم
  4. بخش ۵۵ - دربند افتادن خورشید به دستور افسر، مادرشبه نوشانوش رفت آن شب به پایان
  5. بخش ۵۶ - قطعهچو بر حدود یار حبیب بگذشتم
  6. بخش ۵۷ - بیتابی جمشید در فراق خورشیدچمن بی گل، فلک بی ماه می‌دید
  7. بخش ۵۸ - غزلآتش سودا گرفت در دل شیدای من
  8. بخش ۵۹ - رفتن مهراب در پی جمشیدهمی گردید مهراب از پی جم
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.