پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

جمشید و خورشید

بخش ۵۲ - غزل

شوق مِیْ‌اَم نیم شب بر در خَمّار برد

بوی گلم صبح دم بر صف گلزار برد

ناله چنگ مغان آمد و گوشم گرفت

بیخودم از صومعه بر در خَمّار برد

با همه مستی مرا پیر مغان بار داد

هرچه ز مستی من یافت به یکبار برد

ساقی‌ام از یک جهت ساغر و پیمانه داد

مطربم از یک طرف خرقه و دستار برد

همچو گلم مدتی عشق در آتش نهاد

عاقبت آب مرا بر سر بازار برد

کار چو با عقل بود عشق مجالی نداشت

عشق درآمد ز در عقل من از کار برد

ادامه‌ی جمشید و خورشید

  1. بخش ۵۴ - غزلخواهم که امشب خدمتی چون ساغر اندر خَور کنم
  2. بخش ۵۵ - دربند افتادن خورشید به دستور افسر، مادرشبه نوشانوش رفت آن شب به پایان
  3. بخش ۵۶ - قطعهچو بر حدود یار حبیب بگذشتم
  4. بخش ۵۷ - بیتابی جمشید در فراق خورشیدچمن بی گل، فلک بی ماه می‌دید
  5. بخش ۵۸ - غزلآتش سودا گرفت در دل شیدای من
  6. بخش ۵۹ - رفتن مهراب در پی جمشیدهمی گردید مهراب از پی جم
  7. بخش ۶۰ - غزلغزل
  8. بخش ۶۱ - جمشید در درگاه قیصرملک با تاج زر کرد عزم درگاه
همه‌ی جمشید و خورشید ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.