پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

الهی دور دار از ما غرور بی گناهی را

به سوی خویش خضر ما کن این گم کرده راهی را

به ما جنس دگر از نقد لطف خود کرامت کن

گدایان توایم، اما نمی خواهیم شاهی را

تمام عمر نتوان داشت پاس افسر دولت

ازان خوش کرده ام بر سر، کلاه گاه گاهی را

درین پیری به زیر دامن پاکان پناهم ده

که فانوسی ضرور است این چراغ صبحگاهی را

برافروزان چراغم را به دست لطف، آسان است

که از داغ دلم چون صبح برداری سیاهی را

گر از لطف تو گیرد موج، تعلیم سبکدستی

چو خار پیرهن از تن برآرد خار ماهی را

سلیم از رحمت عام تو چشم مغفرت دارد

الهی از سر او کم مکن لطف الهی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ما را سپرده است به ساقی حبیب ما
  2. شمارهٔ ۵تا کی بود ز راه خطا، پیچ و تاب ما
  3. شمارهٔ ۶خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را
  4. شمارهٔ ۷به صورت تو بتی کمتر آفریده خدا
  5. شمارهٔ ۸تا چند دیر و کعبه، مخوان این فسانه را
  6. شمارهٔ ۹ای ز چشمت خفته در چشم غزالان نازها
  7. شمارهٔ ۱۰ای ز مژگانت مرا چون خوشه در دل تیرها
  8. شمارهٔ ۱۱سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.