پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۹

به شخصی آشنا گفتم حدیثی

که با بیگانگان نتوان سخن گفت

هنوز آن را زنیمی بر زبان بود

که در محفل و هر انجمن گفت

از او با محرم دیگر شکایت

چو کردم در جواب من به من گفت

کسی از بیگانه راز خود نپوشد

که راز خویشتن با خویشتن گفت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱هزار افسوس از فاطمه که دست اجل
  2. شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعرکس را جمال نقش به جز حسن حال چیست
  3. شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدحچیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟
  4. شمارهٔ ۱۴فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد
  5. شمارهٔ ۱۵ - مدح و تاریخخان زمان یگانه ی دوران علی نقی
  6. شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دلدر طالعم اقتضای فرزند
  7. شمارهٔ ۱۷ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب
  8. شمارهٔ ۱۸گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.