پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۸

خار گلزار جهان آقا فلان

ای که بخلت نیست محتاج ثبوت

ای که کز امساک باشندت عیال

بی نصیب از قوت و محروم از رخوت

از بخیلی معده را دشمن که او

هر زمان خواهد غذا هر لحظه قوت

عمت را چون جایز آمد نیره

صد رهت خوشتر اهاجی از نعوت

زهر در کام تو به از لقمه ای

کآن رود از سفره ی خود در گلوت

از خدا خواهد عنایت هر کسی

در سجود و در رکوع و در قنوت

کینت از سختی چو پشت لاک پشت

عهدت از سستی چو تار عنکبوت

بود قرنی دی فرستادی زلطف

بهر انعامم زباغ خویش توت

خرد چون خردل تفه چون مصطلی

سبز چون آس و عفس چون انزروت

آنچنان توتی که در ایام قحط

خورد نتوان بهر قوت لایموت

کاش تا باغت نگشتی بارور

بر حمل خور نامدی هرگز زحوت

از دعایت با چنین احسان و لطف

کی روا باشد که بگزینم سکوت؟

هست تا با تابوت طعم انگبین

نیست تابی فضله ی عصفور توت

آرزوی توت بادا در دلت

فضله ی عصفور بادا بربروت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰مهین کره ی میر عبدالغفور
  2. شمارهٔ ۱۱هزار افسوس از فاطمه که دست اجل
  3. شمارهٔ ۱۲ - شعر شاعرکس را جمال نقش به جز حسن حال چیست
  4. شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدحچیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟
  5. شمارهٔ ۱۴فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد
  6. شمارهٔ ۱۵ - مدح و تاریخخان زمان یگانه ی دوران علی نقی
  7. شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دلدر طالعم اقتضای فرزند
  8. شمارهٔ ۱۷ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.