پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۱۴

فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد

توئی که مرحمتت روح را کند تفریح

هم از نسایم لطفت مشام را تعطیر

هم از روایح خلقت قلوب را ترویح

بود ز پرتو رایت به رشک نار کلیم

بود زنکهت لطفت به شرم باد مسیح

اگر به بحر بسنجم دل تو محض خطاست

و گر چو ابر بگویم کف تو کذب صریح

که هست بحر دلت را به بحر صد تفضیل

که هست ابر کفت را به ابر صد ترجیح

زبان به وصف تو قاصر بود به وقت ثنا

بیان ز مدح تو عاجز شود به وقت مدیح

ترا رواست که انگشت من بفرساید

گه شمردن تهلیل و خواندن تسبیح

دگر چه گویم بی یاری قلم تاریخ

نه سجه ی که به آسانیش دهم تصحیح

دگر گرفتم کز تکمه ی گریبان هم

ادای ذکر درست است و استخاره صحیح

تو خود بگوی که من هر زمان چه سان بر خلق

خجل بمانم از این کار زشت و فعل قبیح

غرض ز گفتن این دلپذیر قطعه که هست

به کام هر کس شیرین و دلنشین و ملیح

صریح مطلب من شد عیان که می گویند

کنایه در بر داناست ابلغ التصریح

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دلدر طالعم اقتضای فرزند
  2. شمارهٔ ۱۷ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب
  3. شمارهٔ ۱۸گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش
  4. شمارهٔ ۱۹خان بزرگ خطهٔ شروان اگرچه فخر
  5. شمارهٔ ۲۰جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم
  6. شمارهٔ ۲۱که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟
  7. شمارهٔ ۲۲فرید دهر آقا خان که بودش
  8. شمارهٔ ۲۳شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.