پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۲۱

که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟

که نه کس جز فنون بی وفائی کرد ارشادش

که ای بی مهر اکنون خسته جانی را که میخواهی

مدام از هجر خود آزرده نه از وصل خود شادش

ز آزارت به گردون می رسد پیوسته افغانش

ز بیدادت به کیوان می رسد هموار فریادش

هم از آلام هجران جام عشرت گشته پر خونش

هم از اسقام حرمان خاک هستی رفته بر بادش

چو گفت این چند بیت آنکه می خواند از زبان من

به او این شعر عاشق را که رحمت بر روان بادش

«نمیگویم فراموشش مکن، گاهی بیاد آور

اسیری را که می دانی نخواهی رفت از یادش»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان
  2. شمارهٔ ۲۴امیر فلک آستان فخر گیتی
  3. شمارهٔ ۲۵فرمانروای گردون رفعت علی نقی خان
  4. شمارهٔ ۲۶خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین
  5. شمارهٔ ۲۷بعد قرنی خواستم تقویمی از سال جدید
  6. شمارهٔ ۲۸خان فلک اجلال حسین آنکه بنا کرد
  7. شمارهٔ ۲۹شاها بقای عهد شباب از شراب خواه
  8. شمارهٔ ۳۰سلطان چرخ از ماه نو بر فرق افسر یافته
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.