پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۲۴

امیر فلک آستان فخر گیتی

خدیو ملک پاسبان خان دوران

سپهر ایالت جهان عدالت

طراز جلالت محمد تقی خان

کرم گستری کز پی بذل دستش

که چون ابر بهمن شود گوهر افشان

مطر در منثور گردد به دریا

حجر لعل رخشان شود در بدخشان

شراری ز قهرش بود برق لامع

نسیمی زلطفش بود ابر نیسان

زرایش بود پرتوی مهر انور

زطبعش بود قطره ای بحر عمان

بپا کرد در خطه ی یزد کآمد

هوایش فرح بخش چون راح ریحان

بسی جانفزا کاخی و وضع دلکش

که گردید از وصف آن عقل حیران

همه بهجت انگیز چون صحن جنت

همه عشرت آمیز چون باغ رضوان

هم افراخت در دولت آباد قصری

که از رفعتش منفعل مانده کیوان

هوایش دلاویز چون زلف دلبر

فضایش طربناک چون وصل جانان

عیان دروی آبی که از غیرت آن

به ظلمات آب خضر گشته پنهان

زخاکش که خوشبوست چون مشک اذفر

زآبش که صافی است چون در رخشان

دید است انفاس عیسای مریم

عیان است اعجاز موسای عمران

غرض چون به پایان رسید این بنا را

هم از یمن طالع هم از لطف یزدان

(سحاب) از پی سال تاریخ گفتا:

«ببین قصر جنت در او آب حیوان»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین
  2. شمارهٔ ۲۷بعد قرنی خواستم تقویمی از سال جدید
  3. شمارهٔ ۲۸خان فلک اجلال حسین آنکه بنا کرد
  4. شمارهٔ ۲۹شاها بقای عهد شباب از شراب خواه
  5. شمارهٔ ۳۰سلطان چرخ از ماه نو بر فرق افسر یافته
  6. شمارهٔ ۳۱ - تبریک عید و مدحجابر ایوان حمل زینب ده خاور گرفته
  7. شمارهٔ ۳۲ - معما در وصف خورشید و مدحچیست آن لعبت که دهر از منظرش زیور گرفته؟
  8. شمارهٔ ۳۳ - مدیحهاز جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.