پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۲۹

شاها بقای عهد شباب از شراب خواه

بهر درنگ عمر ز ساقی شتاب خواه

خواهی اگر مفرح روح و غذای جان

از جام گوهرین می چون لعل ناب خواه

بزم تو چون سپهر و سپهریست باسکون

خورشید آن زساغر چون آفتاب خواه

این قصه را که باده کند طی حساب عقل

افسانه چون عقوبت روز حساب خواه

سرچشمه ی حیات بجز لعل یار نیست

بی منت سکندر را زین چشمه آب خواه

هر در که بست دست قضا بر جهانیان

مفتاح رمح تست از او فتح باب خواه

کان گر شد از نوال تو خالی ززر ناب

از جرم اختران فلک سیم ناب خواه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱ - تبریک عید و مدحجابر ایوان حمل زینب ده خاور گرفته
  2. شمارهٔ ۳۲ - معما در وصف خورشید و مدحچیست آن لعبت که دهر از منظرش زیور گرفته؟
  3. شمارهٔ ۳۳ - مدیحهاز جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
  4. شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدحعید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوری
  5. شمارهٔ ۳۵فرید روی زمین زین عابدین که رخت
  6. شمارهٔ ۳۶فلان گنده بینی را نظر کن
  7. شمارهٔ ۳۷جهان علم و بحر فضل و کوه حلم ای کآمد
  8. شمارهٔ ۳۸ - مرثیه درباره ی فوت صباحی بید گلیهزار افسوس از حاجی سلیمان صباحی آن
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.