پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدح

عید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوری

چون خسرو کیوان محل بر صدر تخت گوهری

از بیم بانگ گاودم گاو فلک ره کرده گم

وز غرش روئینه خم خاک از سکون آمد بری

خرطوم هر پیل دمان کوهی معلق زآسمان

ثعبان موسی بین عیان بر فرق گاو سامری

هندی بتی رشک ملک بر وی چو هندوی فلک

شوخی کش از روئین کجک شد دیو محکوم پری

صحن بساطش از محل ز اجرام انجمن پر خلل

کرده در آن جرم زحل عودی و گردون مجمری

دریاچه ی پهناورش بحری زلال از کوثرش

یک برگ از نیلوفرش این گنبد نیلوفری

عیدی چنین در ملک ری بنشست بر اورنگ کی

شاهی که فرش تخت وی بر عرش جوید برتری

دریا نوال ابر کف فتحعلی شه کز شرف

زیبد به شاهان سلف دربان او را مفخری

تیغش گه دشمن کشی رخشش گه لشکرکشی

آبی است شغلش آتشی برقی است فعلش صرصری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۶فلان گنده بینی را نظر کن
  2. شمارهٔ ۳۷جهان علم و بحر فضل و کوه حلم ای کآمد
  3. شمارهٔ ۳۸ - مرثیه درباره ی فوت صباحی بید گلیهزار افسوس از حاجی سلیمان صباحی آن
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.