پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۱۸

گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش

مستحسن اطباع و پسند سلق افتد

از صبح که خورشید بر آرد ز افق سر

تا شام که خور باز به سمت افق افتد

هر لحظه شتابند سوی چشمه زنی چند

کز پرتو روشان به صحاری تتق افتد

وز بیم قرقچی گه آمد شد ایشان

غوغا و فغانی به تمام طرق افتد

بیچاره فقیری که فتد گیر قرقچی

بیچاره تر آن کس که میان قرق افتد

بس صدمه مراین را که به سر می رسد از سنگ

بس قید مر آن را که زپا بر عنق افتد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم
  2. شمارهٔ ۲۱که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟
  3. شمارهٔ ۲۲فرید دهر آقا خان که بودش
  4. شمارهٔ ۲۳شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان
  5. شمارهٔ ۲۴امیر فلک آستان فخر گیتی
  6. شمارهٔ ۲۵فرمانروای گردون رفعت علی نقی خان
  7. شمارهٔ ۲۶خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین
  8. شمارهٔ ۲۷بعد قرنی خواستم تقویمی از سال جدید
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.