پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۱۷

ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب

گوش چرخت زنعال سم ابرش باشد

طلعتت غیرت این بزم منور آمد

رفعتت برتر از این سقف منقش باشد

جان احباب زلطف تو فرح یاب بود

دل حساد زبیم تو مشوش باشد

بد گمانی زمن از بیهده حرفی و مرا

دل از این مرحله چون نعل در آتش باشد

خود بگو در حق من از سخن مدعیان

ظن ناخوش ز تو صاحب خردی خوش باشد؟

بشنو این بیت خوش از حافظ شیرین سخن، آن

که کلامش همه جان پرورو دلکش باشد

«خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹خان بزرگ خطهٔ شروان اگرچه فخر
  2. شمارهٔ ۲۰جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم
  3. شمارهٔ ۲۱که گوید از من آزرده دل با بی وفا یاری؟
  4. شمارهٔ ۲۲فرید دهر آقا خان که بودش
  5. شمارهٔ ۲۳شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان
  6. شمارهٔ ۲۴امیر فلک آستان فخر گیتی
  7. شمارهٔ ۲۵فرمانروای گردون رفعت علی نقی خان
  8. شمارهٔ ۲۶خان جم شوکت خدیو آسمان رفعت حسین
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.