پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

قطعات

شمارهٔ ۱۱

هزار افسوس از فاطمه که دست اجل

گل وجودش بر دوحه ی حیات نهشت

هزار حیف از آن تازه گل که مانندش

گلی به باغ جهان باغبان صنع نکشت

گسست رشته ی عمرش ز هم فغان از چرخ

که دور چرخ چنین رشته ی حیات نرشت

حریر در خور بالین و بسترش نه ولی

سپهر بستر او خاک کرد و بالین خشت

به خوب زشت جهان دل نبست و رفت آری

قرین به فطرت خوب و بری ز خصلت زشت

به حوریان جنان میل الفتش آن بود

که بود حوروش و حور چهر و حور سرشت

غرض به کودکی از دار غم فزای جهان

مقام او چو به صحن بهشت گشت، نوشت

(سحاب) از پی تاریخ رحلت او:

(مقام فاطمه جاوید باد صحن بهشت)

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳ - معما بنام زر و مدحچیست آن لعبت که زیبا شکل و نیکو منظر است؟
  2. شمارهٔ ۱۴فلک جناب و ملک رتبه میرزا احمد
  3. شمارهٔ ۱۵ - مدح و تاریخخان زمان یگانه ی دوران علی نقی
  4. شمارهٔ ۱۶ - عقده ی دلدر طالعم اقتضای فرزند
  5. شمارهٔ ۱۷ای فلک جاه ملک رتبه که در زیور و زیب
  6. شمارهٔ ۱۸گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش
  7. شمارهٔ ۱۹خان بزرگ خطهٔ شروان اگرچه فخر
  8. شمارهٔ ۲۰جناب واعظ و مفتی کز آن دو گر گویم
همه‌ی قطعات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.