پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

جاودان داریم در ساغر شراب زندگی

من ز صهبای محبت خضر از آب زندگی

زندگی دارد شتاب و ساقی دوران درنگ

بادرنگ او نمی سازد شتاب زندگی

زاختر بد روزی آن ماه جهانتاب از درم

در نیاید تا فرو رفت آفتاب زندگی

بر سرم هنگام خواب آمد ندانم خوانمش

خواب مرگ این خواب را یا آنکه خواب زندگی

مدعی از رشک من در اضطراب مردن است

من ز بیم وصل او در اضطراب زندگی

لذت آسایش مردن کسی یابد که او

همچو من باشد گرفتار عذاب زندگی

سر نخواهد زد گلی از باغ امیدم (سحاب)

گر رسد زین سان بر آن فیض سحاب زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱سپید گشت دو چشمم در انتظار نگاهی
  2. شمارهٔ ۳۱۲یک ره به چشمم آن پری ناید به صد افسونگری
  3. شمارهٔ ۳۱۳خطش مشک تری لعلش نباتی
  4. شمارهٔ ۳۱۴ای در درون سینه ز مهرت دفینه‌ای
  5. شمارهٔ ۳۱۵ز ناتوانی پیری اگر به جان آیی
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.