پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

خطش مشک تری لعلش نباتی

نباتی رسته ز اطرافش نباتی

دهم لب تشنه جان با آن که دایم

بود جاری زهر چشمم فراتی

مقیم کوی جانانم ندارم

خبر از کعبه و از سومناتی

به شکر اینکه داری خرمن حسن

از این خرمن به مسکینان زکاتی

رخت آنجا که دارد جلوه خورشید

که شاه انجم آید چیست ماتی

برهمن پیش آن بت سجده فرمود

به هر جا بود عزائی ولاتی

چه غم گر عهد الفت بست با غیر

که نبود عهد خوبان را ثباتی

ز چشمی کز تغافل کشت ما را

همان داریم چشم التفاتی

به جان هستم غلامش آن که داراد

پی آزادی ام زان خط براتی

(سحاب) ار پا نهادی در ره عشق

نباید داشت امید نجاتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵ز ناتوانی پیری اگر به جان آیی
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.