پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست

بهر تو جز در آینه شبه و نظیر نیست

تا بوی طرهٔ تو و زد بر مشام جان

حاجت بمشک و عنبر و عود و عبیر نیست

چشم تو تا کشید ز ابرو کمان بر سر

یکدل بشهر نیست که آماج تیر نیست

ناصح مرا مگو که مرو در قفای یار

زیرا که اختیار بدست اسیر نیست

زحمت چه می بری بعلاج من ای طبیب

دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست

در پای دوست میر چو دانی که عاقبت

کس را بروزگار ز مردن گزیر نیست

در راه عشق راه به منزل نمی برد

آنکس که خار و خاره بپیشش حریر نیست

زاهد به میکشان دهد ار نسبت مجاز

بیچاره چون کند بحقیقت بصیر نیست

یاری گزید از همه خلق جهان صغیر

کارش دگر به کار صغیر و کبیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  2. شمارهٔ ۶۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  3. شمارهٔ ۶۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  4. شمارهٔ ۶۵هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  5. شمارهٔ ۶۶نه خط بروی تو کین میر کشور زنگ است
  6. شمارهٔ ۶۷غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  7. شمارهٔ ۶۸خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانست
  8. شمارهٔ ۶۹گفتم کمند عشق تو در گردن منست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.