پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

گرچه در پیش نظر قطره قرین بایم نیست

لیک در اصل یم و قطره جدا از هم نیست

آدمی گنج الهی است که در بحر وجود

گوهری نیست که در آب و گل آدم نیست

پی باسرار دل کس نتوان برد بلی

اندرین خانه کسی غیر خدا محرم نیست

هر که دانست بنادانی خود کرد اقرار

هیچ کس باخبر از کیفیت عالم نیست

نفس پیر خرابات بنازم که سحر

نفس باد صبا بی مددش خرم نیست

تا که از هستی عاشق سر موئی باقی است

رشتهٔ عشق هنوزش ببتان محکم نیست

نکند ناله گر از درد صغیر این نه عجب

دم از آن بسته که او را بجهان همدم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳کی توان گفتن که او با ما سر و کاری نداشت
  2. شمارهٔ ۵۴بغیر عشق توام ای صنم گناهی نیست
  3. شمارهٔ ۵۵نقش خار و گل بجز از خامهٔ تقدیر نیست
  4. شمارهٔ ۵۶آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست
  5. شمارهٔ ۵۷جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
  6. شمارهٔ ۵۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساست
  7. شمارهٔ ۵۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  8. شمارهٔ ۶۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.