پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

بغیر عشق توام ای صنم گناهی نیست

چرا بسوی منت از کرم نگاهی نیست

من از جفای تو بر درگه تو مینالم

کجا روم چکنم جز توام پناهی نیست

بگفتیم ز کمندم بجوی راه فرار

بجز بسوی تو از هیچ سوی راهی نیست

کس از تو رو نتوانست درگریز آرد

که در احاطه حکمت گریزگاهی نیست

ملوک را سر ذلت بر آستانهٔ توست

بلی بغیر تو در ملک پادشاهی نیست

اگر به قهر کشی ور به لطف بنوازی

سئوال معترض و حکم دادخواهی نیست

صغیر جز تو ندارد مراد و منظوری

بصدق دعوی او از تو به گواهی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست
  2. شمارهٔ ۵۷جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
  3. شمارهٔ ۵۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساست
  4. شمارهٔ ۵۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  5. شمارهٔ ۶۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  6. شمارهٔ ۶۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  7. شمارهٔ ۶۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  8. شمارهٔ ۶۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.