پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست

رخت آنجا کش که دزد و رهزنی در کار نیست

فکر کن در اصل خود ایقطره ماء‌بحر جود

تا ببینی در جهان ما و منی در کار نیست

چون شوی غافل ز یزدان ره زند اهریمنت

گر تو یزدانی شوی اهریمنی در کار نیست

روز و شب بهر جدال دیو نفس آماده باش

کادمیرا زان قوی‌تر دشمنی در کار نیست

نازم آن رند مسیحا دم کز استغنای طبع

در طریق فقر او را سوزنی در کار نیست

گر ندارد ننک از گور ستمکاران زمین

از چه آنانرا مزار و مدفنی در کار نیست

عاشقان عریان به خون غلتند زیر تیغ عشق

غنچهٔ این باغ را پیراهنی در کار نیست

کن طواف اهل دل گر حج اکبر بایدت

غیر دل حق را مقام و مسکنی در کار نیست

صرف شد در عاشقی عمر صغیر و خوش دلست

زانکه در عالم ازین خوشتر فنی در کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  2. شمارهٔ ۶۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  3. شمارهٔ ۶۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  4. شمارهٔ ۶۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  5. شمارهٔ ۶۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  6. شمارهٔ ۶۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  7. شمارهٔ ۶۵هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  8. شمارهٔ ۶۶نه خط بروی تو کین میر کشور زنگ است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.