پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

نقش خار و گل بجز از خامهٔ تقدیر نیست

نقطهٔی جای تعرض اندرین تصویر نیست

شهد معنی را چه داند ذوق هر صورت پرست

کار هر مرغی ببستان چیدن انجیر نیست

بنده تدبیر ارکند محتاج تقدیر خداست

لیک تقدیر خدا محتاج بر تدبیر نیست

خلق را رام محبت کن چه حاجت قید و بند

آنکشش کاندر محبت هست در زنجیر نیست

کم اثر جو از دعائی کان بلای دیگریست

آه خالی از غرض البته بی‌تأثیر نیست

من ندارم دعوی درویشی و رندی ولی

همت پیرم عنانم دست هر بی پیر نیست

یار را گفتم بدیدم نیم رخسارت به خواب

گفت خواب نیمهٔ ماه است و بی تعبیر نیست

بود مجهول آنکه ابروی ترا شمشیر خواند

چون اشارتهای ابروی تو در شمشیر نیست

هر که خواهد طرهٔ جانان بدست آ‌رد صغیر

هیچ دست‌ آویزش الا نالهٔ شبگیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست
  2. شمارهٔ ۵۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساست
  3. شمارهٔ ۵۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  4. شمارهٔ ۶۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  5. شمارهٔ ۶۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  6. شمارهٔ ۶۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  7. شمارهٔ ۶۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  8. شمارهٔ ۶۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.