پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۲۳ - و وجدک ضالاً فهدی

احمدا یاد آر کز ملک‌ وجود

رخت‌ بستی‌ چون به‌ اقلیم‌ شهود

تو به‌ صحرای شهادت‌ گم‌ شدی

هم‌ جدا چون قطره از قلزم شدی

من‌ نمودم ره تو را در بحر جمع‌

روشنت‌ کردم به‌ جمع‌ خود چو شمع‌

گشتم‌ از فضل‌ خود ای درّ یتیم‌

رهنمایت‌ بر صراط مستقیم‌

دادمت‌ در ظل‌ قرب‌ خویش‌ جا

تا تو باشی‌ گمرهان را رهنما

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۲۵ - فاما الیتیم‌ فلا تقهر و اما السائل‌ فلا تنهربر یتیمان پس‌ مکن‌ قهر ای سند
  2. بخش ۲۶ - و امّا بنعمه‌ ربک‌ فحدثکن‌ حدیث‌ از نعمت‌ ما بر گروه
  3. بخش ۲۷ - در بیان حالت‌ جذب‌ و شور عاشق‌ سالکمرحبا پروانگان جمع‌ حق‌
  4. بخش ۲۸ - در بیان معنی‌ جبر و تفویض‌ و تحقیق‌ معنی‌ ایاک نعبد و ایاک نستعین‌ فاستمع‌نسبت‌ ایاک نعبد گر تو راست‌
  5. بخش ۲۹ - تمهید ثانی‌چونکه‌ انسان را خداوند مجید
  6. بخش ۳۰ - در تمهید تحقیق‌ صراط المستقیم‌ و بیان معنی‌ امر بین‌ الامرینگوش جان را دار حاضر ای حکیم‌
  7. بخش ۳۱ - در بیان آنکه‌ خط‌ مستقیم‌ در میان خطوط که‌ مابین‌ دو نقطه‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ واقع‌ است‌ آن است‌ که‌ اقصر و اقرب‌ باشد لهذا صراط المستقیم‌ خط‌ اقصر استسرّ دیگر دارم و جوش دگر
  8. بخش ۳۲ - در بیان آنکه‌ رهنما را ظاهریست‌ و باطنی‌،باطنش‌ متصف‌ به‌ وحدت‌ است‌ و ظاهرش متصف‌ کثرت‌، در ظاهر عبد است‌ و در باطن‌ حق‌، معنی‌ العبودیه‌ جوهره کنهها الربوبیه‌ را اینجا دریابوصف‌ ره را چون شنیدی ای پسر
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.