پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۴۳ - القبض

شوداز قبض وقت مر دره تنگ

ز وحشت پای رفتارش شود لنگ

بود آن وحشتش از صد و هجران

خلاف بسط کز انس است و احسان

بود اغلب که بعد از بسط آید

از آن سوء ادب کز بسط زاید

ز قبض و بسط ما را مدعا چیست

خود آنرا فرق با خوف و رجا چیست

بود خوف و رجا خود از بدو خوب

توقع کش بداز مکروه و مرغوب

بود خوفش ز مکروهی که آید

رجایش هم ز مرغوبی که خواهد

و لیکن قبض و بسط اندر ظواهر

تعلق دارد آن بر وقت حاضر

باینمعنی که حال نقد چونست

بر او این نیل کوثر یا که خونست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۴۵ - قدم‌الصدققدم کان با اضافه صدق خاست
  2. بخش ۳۴۶ - القربدگر قرب از فنا باشد عبارت
  3. بخش ۳۴۷ - القشردگر قشرت بظاهر رهنمون است
  4. بخش ۳۴۸ - القطببود قطب آن محل نظره الله
  5. بخش ۳۴۹ - القلبدگر از قلب بشنو شرح و معنی
  6. بخش ۳۵۰ - القوامعقوامع ترک میل و آروزهاست
  7. بخش ۳۵۱ - باب‌الکاف الکتاب المبینکتاب بس مبینت لوح محفوظ
  8. بخش ۳۵۲ - الکلبود کل اسم حق بر اعتباری
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.