پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۳۳ - السر

شنو از سر و سر حق نگهدار

که هر سر دار گردد زود سردار

بود سر آنکه در ایجاد از وی

بشیئیت بود مخصوص هر شی‌ء

از آن شد نزد اهل حق محقق

که حق را هیچکس نشناخت جز حق

نه او را غیر او کس گشت طالب

محب اوست هم او بیشوائب

هر آن آگه زعین ما خلق شد

بسر ذات خود عارف بحق شد

چو او را طالب الا سر او نیست

محب او جز آنوجه نکونیست

نبی کو را بحق بد تام حبی

عرفت گفت زان ربی بریی

گر این سر یافتی اسرار دانی

بعرفان محرم این آستانی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۳۵ - سرالحالاگر آگه ز سر حال گردی
  2. بخش ۱۳۶ - سرالحقیقهز حق سریست در اشیاء وثیقه
  3. بخش ۱۳۷ - حکایتمریدی خواست از پیری اجازت
  4. بخش ۱۳۸ - سرالتجلییکی از بهرت تسکین و تسلی
  5. بخش ۱۳۹ - سرالقدربود سرالقدر علمش بهر عین
  6. بخش ۱۴۰ - سرالربوبیهیک از سر ربوبیت بتحقیق
  7. بخش ۱۴۱ - سرسرالربوبیهربوبیت بسر سر بود آن
  8. بخش ۱۴۲ - سرائر الاثارز آثارت سرائر گر یقین است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.