فهرست اشعار
- شمارهٔ ۵۴۲ ما حسرت دیدار تو در سینه شکستیم
- شمارهٔ ۵۴۳ دلبستگیی با دل بی کینه نداریم
- شمارهٔ ۵۴۴ ما داغ جنون را به سویدا نفروشیم
- شمارهٔ ۵۴۵ به کویش مشت خاکی می فرستم
- شمارهٔ ۵۴۶ گر تو با هر خار و خس خواهی چو گل افروختن
- شمارهٔ ۵۴۷ مردم از افسردگی ای بخت چشمی باز کن
- شمارهٔ ۵۴۸ درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من
- شمارهٔ ۵۴۹ از نصیحت دم مزن با خاطر افگار من
- شمارهٔ ۵۵۰ خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
- شمارهٔ ۵۵۱ نیست غیری در حریم دیده نمناک من
- شمارهٔ ۵۵۲ منقلب گشته است از دور فلک احوال من
- شمارهٔ ۵۵۳ خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
- شمارهٔ ۵۵۴ زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟
- شمارهٔ ۵۵۵ ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن
- شمارهٔ ۵۵۶ کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
- شمارهٔ ۵۵۷ به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
- شمارهٔ ۵۵۸ بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
- شمارهٔ ۵۵۹ نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
- شمارهٔ ۵۶۰ به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
- شمارهٔ ۵۶۱ راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون
- شمارهٔ ۵۶۲ نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
- شمارهٔ ۵۶۳ ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
- شمارهٔ ۵۶۴ خوش است چاشنی سود در زیان دیدن
- شمارهٔ ۵۶۵ رویت که شست چهره به آتش نقاب ازو
- شمارهٔ ۵۶۶ ای غنچه زر خرید گلستان بوی تو
- شمارهٔ ۵۶۷ در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
- شمارهٔ ۵۶۸ می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
- شمارهٔ ۵۶۹ چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
- شمارهٔ ۵۷۰ دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
- شمارهٔ ۵۷۱ از عرق رخسار گلگون را گلستان کردهای
- شمارهٔ ۵۷۲ پا چو مجنون جمع اگر در دامن صحرا کنی
- شمارهٔ ۵۷۳ با خموشی هستی از نیکان عالم بی سخن
- شمارهٔ ۵۷۴ ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
- شمارهٔ ۵۷۵ ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی
- شمارهٔ ۵۷۶ دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
- شمارهٔ ۵۷۷ عرق آلود ز می طرف جبین ساخته ای
- شمارهٔ ۵۷۸ بی سبب بر سرم ای عربده ساز آمده ای
- شمارهٔ ۵۷۹ از کجی ناخنه دیده انور گردی
- شمارهٔ ۵۸۰ از سخن چند چو سی پاره پریشان گردی؟
- شمارهٔ ۵۸۱ کند چه نشو و نما دانه زمین گیری
- شمارهٔ ۵۸۲ زهی نگاه تو با فتنه گرم همدوشی
- شمارهٔ ۵۸۳ ز چهره تو چو خوشید نور می بارد
- شمارهٔ ۵۸۴ غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
- شمارهٔ ۵۸۵ در گریه چشم افشک فشان را ندیده ای
- شمارهٔ ۵۸۶ آسوده ای که لطف نمایان ندیده ای
- شمارهٔ ۵۸۷ زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟
- شمارهٔ ۵۸۸ ای فتنه از سپاه تو تیری ز ترکشی
- شمارهٔ ۵۸۹ صبر مرا حواله به سیماب می کنی
- شمارهٔ ۵۹۰ محبت چون کند زورآزمایی
- شمارهٔ ۵۹۱ مرا چون نیست طالع ز آشنایی
- شمارهٔ ۵۹۲ باز رنگت شکسته است امروز
- شمارهٔ ۵۹۳ تا چو سرزلف صد شکست نیابی
- شمارهٔ ۵۹۴ نهشت شرم رخ از گوشه نقاب نمایی
- شمارهٔ ۵۹۵ بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
- شمارهٔ ۵۹۶ به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
- شمارهٔ ۵۹۷ یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
- شمارهٔ ۵۹۸ ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
- شمارهٔ ۵۹۹ اول علاج ما به نگاه کشند کن
- شمارهٔ ۶۰۰ خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
- شمارهٔ ۶۰۱ تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من
متن اشعار به نقل از گنجور.