پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

متفرقات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۲ ما حسرت دیدار تو در سینه شکستیم
  2. شمارهٔ ۵۴۳ دلبستگیی با دل بی کینه نداریم
  3. شمارهٔ ۵۴۴ ما داغ جنون را به سویدا نفروشیم
  4. شمارهٔ ۵۴۵ به کویش مشت خاکی می فرستم
  5. شمارهٔ ۵۴۶ گر تو با هر خار و خس خواهی چو گل افروختن
  6. شمارهٔ ۵۴۷ مردم از افسردگی ای بخت چشمی باز کن
  7. شمارهٔ ۵۴۸ درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من
  8. شمارهٔ ۵۴۹ از نصیحت دم مزن با خاطر افگار من
  9. شمارهٔ ۵۵۰ خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من
  10. شمارهٔ ۵۵۱ نیست غیری در حریم دیده نمناک من
  11. شمارهٔ ۵۵۲ منقلب گشته است از دور فلک احوال من
  12. شمارهٔ ۵۵۳ خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
  13. شمارهٔ ۵۵۴ زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟
  14. شمارهٔ ۵۵۵ ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن
  15. شمارهٔ ۵۵۶ کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
  16. شمارهٔ ۵۵۷ به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
  17. شمارهٔ ۵۵۸ بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
  18. شمارهٔ ۵۵۹ نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
  19. شمارهٔ ۵۶۰ به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
  20. شمارهٔ ۵۶۱ راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون
  21. شمارهٔ ۵۶۲ نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
  22. شمارهٔ ۵۶۳ ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
  23. شمارهٔ ۵۶۴ خوش است چاشنی سود در زیان دیدن
  24. شمارهٔ ۵۶۵ رویت که شست چهره به آتش نقاب ازو
  25. شمارهٔ ۵۶۶ ای غنچه زر خرید گلستان بوی تو
  26. شمارهٔ ۵۶۷ در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
  27. شمارهٔ ۵۶۸ می بده ساقی که از فیض شراب صبحگاه
  28. شمارهٔ ۵۶۹ چه شیرینی است با لبهای آن شیرین پسر یارب
  29. شمارهٔ ۵۷۰ دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
  30. شمارهٔ ۵۷۱ از عرق رخسار گلگون را گلستان کرده‌ای
  31. شمارهٔ ۵۷۲ پا چو مجنون جمع اگر در دامن صحرا کنی
  32. شمارهٔ ۵۷۳ با خموشی هستی از نیکان عالم بی سخن
  33. شمارهٔ ۵۷۴ ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
  34. شمارهٔ ۵۷۵ ندارد حسن خط چون من غلام حلقه در گوشی
  35. شمارهٔ ۵۷۶ دل هر کس که از خورشید ایمان گشت نورانی
  36. شمارهٔ ۵۷۷ عرق آلود ز می طرف جبین ساخته ای
  37. شمارهٔ ۵۷۸ بی سبب بر سرم ای عربده ساز آمده ای
  38. شمارهٔ ۵۷۹ از کجی ناخنه دیده انور گردی
  39. شمارهٔ ۵۸۰ از سخن چند چو سی پاره پریشان گردی؟
  40. شمارهٔ ۵۸۱ کند چه نشو و نما دانه زمین گیری
  41. شمارهٔ ۵۸۲ زهی نگاه تو با فتنه گرم همدوشی
  42. شمارهٔ ۵۸۳ ز چهره تو چو خوشید نور می بارد
  43. شمارهٔ ۵۸۴ غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
  44. شمارهٔ ۵۸۵ در گریه چشم افشک فشان را ندیده ای
  45. شمارهٔ ۵۸۶ آسوده ای که لطف نمایان ندیده ای
  46. شمارهٔ ۵۸۷ زهاد را به حلقه رندان چه می بری؟
  47. شمارهٔ ۵۸۸ ای فتنه از سپاه تو تیری ز ترکشی
  48. شمارهٔ ۵۸۹ صبر مرا حواله به سیماب می کنی
  49. شمارهٔ ۵۹۰ محبت چون کند زورآزمایی
  50. شمارهٔ ۵۹۱ مرا چون نیست طالع ز آشنایی
  51. شمارهٔ ۵۹۲ باز رنگت شکسته است امروز
  52. شمارهٔ ۵۹۳ تا چو سرزلف صد شکست نیابی
  53. شمارهٔ ۵۹۴ نهشت شرم رخ از گوشه نقاب نمایی
  54. شمارهٔ ۵۹۵ بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
  55. شمارهٔ ۵۹۶ به هرزه ناله و فریاد ای سپند مکن
  56. شمارهٔ ۵۹۷ یکی هزار شد از عشق ناتمامی من
  57. شمارهٔ ۵۹۸ ختم است بر خرام تو راه نظر زدن
  58. شمارهٔ ۵۹۹ اول علاج ما به نگاه کشند کن
  59. شمارهٔ ۶۰۰ خود را به عشق کم ز خودی متهم مکن
  60. شمارهٔ ۶۰۱ تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من

متن اشعار به نقل از گنجور.