پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۵۵۰

خیره گردد دیده صبح از جلای داغ من

داغ دارد مهر تابان را صفای داغ من

نیست گر صحرای محشر سینه گرمم، چرا

می پرد چون نامه هر سو پنبه های داغ من؟

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۵۵۲منقلب گشته است از دور فلک احوال من
  2. شمارهٔ ۵۵۳خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
  3. شمارهٔ ۵۵۴زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟
  4. شمارهٔ ۵۵۵ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن
  5. شمارهٔ ۵۵۶کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
  6. شمارهٔ ۵۵۷به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
  7. شمارهٔ ۵۵۸بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
  8. شمارهٔ ۵۵۹نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.