پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۵۵۴

زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟

پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن

کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟

خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن

ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی

دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن

غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبل

که عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۵۵۶کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
  2. شمارهٔ ۵۵۷به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
  3. شمارهٔ ۵۵۸بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
  4. شمارهٔ ۵۵۹نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
  5. شمارهٔ ۵۶۰به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
  6. شمارهٔ ۵۶۱راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون
  7. شمارهٔ ۵۶۲نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
  8. شمارهٔ ۵۶۳ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.