پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۵۵۶

کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟

به پای خفته کی قطع منازل می توان کردن؟

اگر ذوق شهادت تشنه جانان را امان بخشد

چه خونها در دل بی رحم قاتل می توان کردن

سراب و آب را نتوان جدا کردن به چشم از هم

به نور دل تمیز حق و باطل می توان کردن

رعیت نیست ممکن شاه را محکوم خود سازد

اگر سرپیچد از فرمان چه با دل می توان کردن؟

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۵۵۸بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
  2. شمارهٔ ۵۵۹نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
  3. شمارهٔ ۵۶۰به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون
  4. شمارهٔ ۵۶۱راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون
  5. شمارهٔ ۵۶۲نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
  6. شمارهٔ ۵۶۳ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
  7. شمارهٔ ۵۶۴خوش است چاشنی سود در زیان دیدن
  8. شمارهٔ ۵۶۵رویت که شست چهره به آتش نقاب ازو
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.