پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵

ساقیِ محجوب می‌باید شرابِ عشق را

آتشِ هموار می‌باید کبابِ عشق را

در حریمِ ما ندارد شمعِ بی‌فانوسِ راه

شاهدِ بی‌پرده می‌سوزد حجابِ عشق را

تیشه‌ای در کارِ هستی می‌کنم چون کوهکن

چند دارم در پسِ کوه آفتابِ عشق را

عالمی را آهِ دردآلودِ من دیوانه کرد

هیچ کافر نشنود بوی کبابِ عشق را!

از کمندِ رشتهٔ عمرِ ابد سر می‌کشید

خضر اگر می‌یافت ذوقِ پیچ و تابِ عشق را

هر‌که را در مغز پیچیده است بوی عقلِ خام

می‌شناسد اندکی قدرِ گلابِ عشق را

هر کسی را هست صائب قبله‌گاهی در جهان

برگزیدم از دو عالم من جنابِ عشق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۷مرکزِ خاک است گردون آسمانِ عشق را
  2. غزل شمارهٔ ۹۸نیست ماه و آفتابی آسمانِ عشق را
  3. غزل شمارهٔ ۹۹نیست در دورانِ من میخانه حاجت خلق را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۰با زمین‌گیری به منزل می‌رسانم خلق را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۱ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.