پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را

جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را

عقدهٔ دل را به زورِ اشک نتوان باز‌ کرد

گریه نتواند گره از دل گشودن تاک را

عقل در اصلاح ما بیهوده می‌سازد دماغ

چوُن جنونِ دوری از سر می‌رود افلاک را؟

صائب از فکرِ گلوسوزِ تو لذّت می‌برد

هر که می‌داند زبانِ شعلهٔ ادراک را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸نعل در آتش نهد دیوانه من سنگ را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰بی کسی کِی خوار سازد زادهٔ اقبال را؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱دامنِ دریایِ خونخوارست بالین سیل را
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳نیست از روی زمین سیری دل خود کام را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.