پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳

نیست از روی زمین سیری دل خود کام را

حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را

داغ دارد میکشان را تشنه چشمی های من

می کنم خالی ز می در دست ساقی جام را

روزگار عیش را دود سپندی لازم است

شد شب آدینه نیل چشم زخم ایام را

دل به کوشش آرزو را پخته نتوانست کرد

در بغل نتوان رساندن میوه های خام را

هر که را از درد و صاف می نظر بر نشأه است

باده یک جام داند بوسه و دشنام را

جسم رنگ جان گرفت از بی قراری های دل

می برد چون سایه با خود صید وحشی دام را

در دل خود کعبه مقصود را هر کس که یافت

بستن زنار داند بستن احرام را

بوسه را در نامه می پیچد برای دیگران

آن که می دارد دریغ از عاشقان پیغام را

دل چو شد افسرده، از جسم گرانجان پاره ای است

رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را

نیست صائب شنبه و آدینه در کوی مغان

می کند یکرنگ، مشرب سر به سر ایام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵کرده‌ام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶نیست دلگیری ز دنیا بندهٔ تسلیم را
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹از نظر یک لحظه دوری نیست محبوب مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.