پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷

نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا

بِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا

طرّهٔ زنجیرم از ریحان بود شاداب‌تر

می‌چکد آبِ حیات از ظلمتِ سودا مرا

وحشتِ من از سبکروحان گرانی می‌کشد

هست بر دل کوهِ قاف از صحبتِ عنقا مرا

یک سرِ مو نیست از تیغ زبان اندیشه‌ام

می‌کند زخمِ نمایان چون قلم گویا مرا

نورِ خورشیدم، ز امدادِ خسیسان فارغم

نیستم آتش که هر خاری کند رعنا مرا

خارِ راهِ عشق چون مژگان به چشمم بار نیست

گو نرنجاند به منّت سوزنِ عیسی مرا

خُلد با آن ناز و نعمت دامِ راهِ من نشد

چون تواند صید کردن نعمتِ دنیا مرا؟

کوهِ آهن را شرارِ من گریبان پاره کرد

لنگرِ پرواز نتواند شدن خارا مرا

طشتِ من چون آفتاب از بامِ چرخ افتاده است

ساده‌لوح آن کس که می خواهد کند رسوا مرا

من که در خامی چو عنبر‌سود خود را دیده ام

نیست ممکن پخته سازد جوشِ این دریا مرا

نیست صائب در بساطِ من به غیر از درد و داغ

می‌شود معمور هر‌ کس می‌خرد یک جا مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹از نظر یک لحظه دوری نیست محبوب مرا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳خواب وقتِ فیض در محراب می‌گیرد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴التفاتِ زاهدانِ خشک، تر سازد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۵شورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶چشمِ او چندان که مستِ خواب می‌سازد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.