پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴

نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را

رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را

با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟

خاک نتوانست کردن سیر چشم دام را

هر که از روز سیاه نامداران غافل است

می پذیرد چون عقیق از ساده لوحی نام را

خواهش بی جا مرا محروم کرد از فیض عشق

برنمی دارد کریم از سایلان ابرام را

عارفان دل را سفید از نقش هستی کرده اند

رنگ داغ عیب باشد جامه احرام را

ناصح از بیهودگی آبروی خویش برد

بوی خون آید ز افغان مرغ بی هنگام را

شور بختی تلخکامان را به اصلاح آورد

جز نمک درمان نباشد تلخی بادام را

فکر صید خلق دارد زاهدان را گوشه گیر

خاکساری پرده تزویر باشد دام را

خو به مردم کرده را صائب جدایی مشکل است

دامن صحراست زندان صیدهای رام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶نیست دلگیری ز دنیا بندهٔ تسلیم را
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹از نظر یک لحظه دوری نیست محبوب مرا
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲گرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳خواب وقتِ فیض در محراب می‌گیرد مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.