پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹

نیست در دورانِ من میخانه حاجت خلق را

بس بود پیمانهٔ من تا قیامت خلق را

کلکِ گوهربارِ من دادِ سخاوت می‌دهد

باش‌گو در آستین دستِ سخاوت خلق را

می‌کند ایجاد، گفتارِ بلند اقبال من

گر نباشد رحم و انصاف و مروت خلق را

گر حریفِ چرخِ کم فرصت نگردم، می‌کنم

مهربان از راهِ گفت و گو به فرصت خلق را

چون زمین هر چند زیرِ دست و پا افتاده‌ام

آسمانم از بلندی‌های فطرت خلق را

سوختم چون شمع تا روشن شد از من عالمی

سرمهٔ من کرد از اهلِ بصیرت خلق را

هزل و هجو و پوچ نتوان یافت در دیوانِ من

می‌رساند فالِ نیکِ من به دولت خلق را

چون هما با هر که پیوستم سعادتمند شد

سایهٔ من کرد از اهلِ سعادت خلق را

عشق را آتش فروزم، حسن را روشنگرم

می‌نمایم گرم در مهر و محبت خلق را

مستی آرد باده‌های تلخ و کلکِ من کند

هوشیار از بادهٔ تلخِ نصیحت خلق را

حرفِ حق از دشمنانِ خود نمی‌دارم دریغ

می‌کنم واقف ز اسرارِ حقیقت خلق را

همچو صیقل صائب از دیوانِ من هر مصرعی

پاک سازد سینه از زنگِ قساوت خلق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵از بلندی مانع گردش شود افلاک را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸نعل در آتش نهد دیوانه من سنگ را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.