پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

با زمین‌گیری به منزل می‌رسانم خلق را

در بیابانِ طلب سنگِ نشانم خلق را

سینهٔ بی کینه‌ای دارم که چون زنبورِ شهد

می‌شود شیرین دهان از کسرِ شأنم خلق را

می‌کنند از من تهی پهلو چو تیغِ آبدار

گر‌چه از طبعِ روان، آبِ روانم خلق را

این گرانجانان سزاوارِ سبکباری نیند

ورنه از یک ناله از خود می‌رهانم خلق را

نیست از یوسف بجز حسرت نصیبِ مفلسان

از بهای خویش بر خاطر گرانم خلق را

چون شرابِ تلخ، صائب نیست بی‌کیفیتی

حرفِ تلخی کز نصیحت می‌چشانم خلق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵از بلندی مانع گردش شود افلاک را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸نعل در آتش نهد دیوانه من سنگ را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.