پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱

ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق را

سدِ راهِ شکوه روزی است دندان خلق را

در جوانی گر‌چه فارغ از غمِ نان نیستند

گردد از قدِ دوتا این غم دو چندان خلق را

آنچنان کز آبِ تلخ افزون شود لب‌تشنگی

دستگاهِ حرص افزاید ز سامان خلق را

می‌رسد در خانهٔ در‌بسته روزی چون اجل

حرص دارد اینچنین خاطر‌پریشان خلق را

قسمتِ حق سدِّ راهِ شکوهٔ مردم نشد

چوُن کند راضی کسی از خود به احسان خلق را؟

می‌ربایند از دهانِ مور صائب دانه را

گر بود زیر نگین مُلکِ سلیمان خلق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۳نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴هر تُنُک‌ظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵از بلندی مانع گردش شود افلاک را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸نعل در آتش نهد دیوانه من سنگ را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰بی کسی کِی خوار سازد زادهٔ اقبال را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.