پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳

آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را

اشک باشد بهتر از دُرِّ ثمین عشاق را

آبِ حیوان است خوی آتشین عشاق را

آیهٔ رحمت بود چینِ جبین عشاق را

می‌کند ز آتش سمندر سیرِ گلزارِ خلیل

درد و داغِ عشق باشد دلنشین عشاق را

آنچنان کز چشمه سنبل شسته‌رو آید برون

پاک سازد دیده‌های پاک‌بین عشاق را

از تهی‌چشمی بود عرضِ گهر دادن به خلق

ور‌نه دریاها بود در آستین عشاق را

غافلان گر در بقای نام کوشش می‌کنند

ساده از نام و نشان باشد نگین عشاق را

کوته‌اندیشان قیامت را اگر دانند دور

نقد باشد پیشِ چشمِ دوربین عشاق را

گرچه از نقشِ قدم در ظاهرند افتاده‌تر

توسنِ افلاک باشد زیرِ زین عشاق را

آسان‌سیران نمی‌بینند صائب زیرِ پا

نیست پروای غمِ رویِ زمین عشاق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵ساقیِ محجوب می‌باید شرابِ عشق را
  2. غزل شمارهٔ ۹۶بر نمی آید مراد از کعبه گل عشق را
  3. غزل شمارهٔ ۹۷مرکزِ خاک است گردون آسمانِ عشق را
  4. غزل شمارهٔ ۹۸نیست ماه و آفتابی آسمانِ عشق را
  5. غزل شمارهٔ ۹۹نیست در دورانِ من میخانه حاجت خلق را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰با زمین‌گیری به منزل می‌رسانم خلق را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۱ریخت چون دندان، شود افزون غمِ نان خلق را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲غم ز خاطر می برد غمخانه من خلق را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.