پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۷

ای خار و خس بحر ثنای تو سخن‌ها

گنجینه گوهر ز مدیح تو دهن‌ها

یک بار بر این نه چمن سبز گذشتی

سر در پی بوی تو نهادند چمن‌ها

ما و سر آن زلف و پریشانی غربت

گرد سر این شام بود صبح وطن‌ها

از نقطه توان راه به مضمون سخن برد

غول ره ما گشت درازی سخن‌ها

تا شبنم افتاده بر افلاک برآید

خورشید جهان‌تاب فروهشته رسن‌ها

معموره عشق است که غربت‌زدگانش

در آب نگیرند گل از یاد وطن‌ها

نقد دو جهان غنچه‌صفت در گره توست

تا چند بگردی چو زبان گرد دهن‌ها؟

هرجا که شود خامه صائب گهرافشان

تا حشر بماند چو صدف باز دهن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۹از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۳۰چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۱بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۲بسته است چشم روشن از سیر، بال ما را
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۳از آه روز گردان شبهای تار خود را
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۴وحشت بود ز مردم از خویش بی خبر را
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۵از بیخودی نمانده است پروای جسم، جان را
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۶برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.