پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۶

کم نیست جگرداری پیران ز جوان‌ها

کار دم شمشیر کند پشت کمان‌ها

مفتاح نهانخانه اسرار، خموشی است

تا چند بگردی چو زبان گرد دهان‌ها؟

گویایی جان‌هاست به گفتار تو موقوف

واکن لب و بگشا گره از رشته جان‌ها

از شرم و حیا پرتو رخسار تو افزود

این آینه شد صیقلی از آینه‌دان‌ها

جز قد خدنگ تو که دل‌ها هدف اوست

یک تیر که دیده است که آید به نشان‌ها؟

ابروی تو چون از نگه گرم نشد نرم؟

از آتش اگر نرم شود پشت کمان‌ها

تا شد عرق‌افشان گل رخسار تو چون ابر

کردند گهرها چو صدف باز دهان‌ها

تا آینه روی تو شد انجمن‌افروز

شد آه گره در جگر لاله‌ستان‌ها

تا کی زنی ای نکهت گل حلقه بر این در؟

در خلوت ما راه ندارند گران‌ها

چون آب کز استادن بسیار شود سبز

از مهلت ایام شود تیره، روان‌ها

تا مهر خموشی نزنی بر لب گفتار

صائب نشوی چون صدف از پاک‌دهان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۸آن کس که داد پیوند با کاه کهربا را
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۹از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۳۰چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
  4. غزل شمارهٔ ۸۳۱بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۲بسته است چشم روشن از سیر، بال ما را
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۳از آه روز گردان شبهای تار خود را
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۴وحشت بود ز مردم از خویش بی خبر را
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۵از بیخودی نمانده است پروای جسم، جان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.