پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۴

فریاد نخیزد ز دل پر گله ما

نبود چو جرس هرزه درا آبله ما

هر جا که زند نشتر خاری مژه بر هم

خون دشنه کشد از جگر آبله ما

فریاد ازین برق نگاهان که نکردند

رحمی به گل کاغذی حوصله ما

صائب به چه امید گشاییم لب از هم؟

آن چشم سخنگو ندهد گر صله ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲۶کم نیست جگرداری پیران ز جوان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۷ای خار و خس بحر ثنای تو سخن‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۸آن کس که داد پیوند با کاه کهربا را
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۹از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۳۰چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
  6. غزل شمارهٔ ۸۳۱بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
  7. غزل شمارهٔ ۸۳۲بسته است چشم روشن از سیر، بال ما را
  8. غزل شمارهٔ ۸۳۳از آه روز گردان شبهای تار خود را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.