پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱۷

بر چرخ محیط است فروغ نظر ما

ساحل دل دریاست ز آب گهر ما

در نامه ما حرف نسنجیده نباشد

از جیب صدف سفته برآید گهر ما

چون دیده ماهی که نماید ز ته آب

از پرده سنگ است نمایان شرر ما

هرچند پر و بال نداریم چو شبنم

از پرتو خورشید بود بال و پر ما

شیریم ولی زهره آزار نداریم

از جنبش رگ کوچه دهد نیشتر ما

آزادی ما در گرو پختگی ماست

آویخته است از رگ خامی ثمر ما

بیداد فلک را به تغافل گذرانیم

پوشیدن چشم است ز دشمن سپر ما

از همرهی عقل به جایی نرسیدیم

پیچیده تر از راه بود راهبر ما

یارب که دعا کرد که چون قافله موج

آسایش منزل نبود در سفر ما

صائب جگرش چون جگر صبح شود چاک

یک روز اگر چرخ کشد دردسر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱۹در قلزم می همچو حباب است دل ما
  2. غزل شمارهٔ ۸۲۰درمانده این جسم نزارست دل ما
  3. غزل شمارهٔ ۸۲۱کوشش نبرد راه به مأوای دل ما
  4. غزل شمارهٔ ۸۲۲از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما
  5. غزل شمارهٔ ۸۲۳خوابیده تر از راه بود راحله ما
  6. غزل شمارهٔ ۸۲۴فریاد نخیزد ز دل پر گله ما
  7. غزل شمارهٔ ۸۲۵ای خانه زنبور ز فکر تو جگرها
  8. غزل شمارهٔ ۸۲۶کم نیست جگرداری پیران ز جوان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.